مهمونی خانواده بدون حضور عمه
سلام بابایی:
امروز 15 اردیبهشت سال نود روز پنجشنبه است.
امروز عموها و زن عموها و پسر عموها(به غیر از نیما جون) و دخترعمو اسماء و مامان بزرگ و دختر عمه حمیده با شوهرش و دخترهاش شام مهمون ما بودند و از سیسمونی قشنگت دیدن کردن و خیلی خوشون اومد.
فقط عمه فاطمه و شوهرش ودختر عمه نازیلا نیومده بودند چون خونوشون تهرونه. بعد پسر عمه وحید هم گوشی تلفن جواب نداد به همین علت نیومد.
شام قورمه سبزی بود با سوپ خامه ای !
زن عمو فاطی یه رکابی نارنجی واست خریده بود زن عمو زهرا و زن عمو پروین هر کدوم پول نقد به مامانت دادند که هر چی دوست داشته باشی واست بخره.
میلاد و اسماء با اجازه مامانی سوار ماشینت شدند. زینب و هستی نوه های عمه جون خیلی از وسایلت خوششون اومد همه بچه ها هی به وسایل دست می زدند. عمو اکبر هم با هشون دعوا می کرد اخر سرم هم زن عمو فاطی و عمو اکبر گفت که ماشینت ببرند اطاق خودت. ولی دعواها همچنان ادامه داشت.
به عمو اکبر آدرس وبلاگت دادم و اونهم اومده و از وبلاگت بازدید کرده و نظر هم داده خوش به حالت!
آروین جونم ! مهمونی به خوبی و خوشی تموم شد و همه به غیر از مامان بزرگ به خونه هاشون رفتند.
شب به خیر عزیز بابایی و مامانی.
بوس.


مهمونی خانواده بدون حضور عمه
